سفارش تبلیغ
صبا ویژن
دیوار مهربان FATF
| نظر


یکی از مقولاتی که در اسلام بسیار به آن سفارش شده، انفاق است.

انفاق در نگاه برخی از مردم عادی این است که از مال خود در راه خدا خرج کنند. تفاوتی نمی کند که برای نجات جان یک انسان مال و دارایی خود را می بخشی یا حتی برای ارتقاء فرهنگ جامعه خرج می کنی!

اما به نظر می رسد هر بخششی انفاق نیست. انفاق آن خرج کردنی است که خلأی را پر کرده و نیازی را برطرف کند.

مدتی است در بعضی قسمت های شهر برخی دیوارها را دیوار مهربانی نامیده اند؛ تعدادی چوب لباسی دیواری نصب کرده و از مردم خواسته شده که اگر لباسی دارند که مورد استفاده نیست آن را به صورت رایگان با قرار دادن در این محل در اختیار دیگران بگذارند. چی کسی این لباس ها را می برد؟ الله اعلم

من نمی دانم این رسم از کجا آمده و پایه گذار آن چه کسی بوده است اما به نظر می رسد ماهیت این ساختاری که ظاهرا برای انفاق اموال طراحی شده نمی تواند به ترویج انفاق در جامعه کمک کند بلکه بیشتر زمینه ای است برای راحت شدن افراد از اموال کهنه ای که دیدنشان در میان وسایل نو و زرق و برق دارشان آنها را اذیت میکند.

نهایتا حتی اگر کسی وسایل کمتر دست خورده یا حتی نو را از طریق این دیوارها در معرض عموم قرار دهد، از جهت اینکه برداشتن آن برای همه آزاد است چگونه میتوان اطمینان یافت که به دست صاحب اصلی اش یعنی کسی که به آن نیاز دارد می رسد؟

بنابراین مهم ترین رکن انفاق که امری عقلانی هم به نظر می رسد یعنی پر کردن خلأ و نیازها در این ساختار رعایت نشده است.

به نظر می رسد این ترویج این ساختار نیز نقشه ای شیطانی است!

تعجب نکنید... شیطان همیشه از راه هایی که زشتی شان آشکار است به جامعه نفوذ نمی کند.

گاهی راهی را برمی گزیند که ظاهری زیبا و به اصطلاح بشردوستانه دارد اما در حقیقت به دنبال این است که با به وجود آوردن رقیب در قبال ساختارهای نظام اسلامی، آنها را به حاشیه ببرد.

گلایه ای هم که امروز  نسبت به توصیه های غرب - از جمله آنچه امروز با عنوان FATF مطرح است - داریم این است که حتی اگر شما با هزار وصله عیوب آن را برطرف کنید، به هر حال این معاهدات بین المللی و کنواسیون ها نسخه هایی هستند که در آشپزخانه ی استکبار پخت و پز شده اند؛ مانند دیوار مهربانی ظاهری زیبا دارند، بشردوستانه نامیده می شوند، همه ی انسان ها اعم از مسلمان و غیر مسلمان می توانند بر آن اتفاق کنند؛ اما هویّت ندارند.

حواسمان باشد با تصویب این قوانین، روی دیوار چه کسی یادگاری می نویسیم!

پی نوشت1: معترفیم که ساختارهای قانونی ما مشکلات فراوانی دارد. اما چاره این نیست که خود را در این امور به غرب وابسته کنیم. باید نظامات خود را اصلاح کنیم.

پی نوشت2: اگر لباس کهنه ای داشتید که خواستید به نیازمندان ببخشید، به خودم بگید. موسسه ای مورد اطمینان سراغ دارم که آن را به دست کسانی می رساند که واقعا نیازمندند.

https://eitaa.com/ABNAMA



نویسنده : مهدی
تاریخ : پنج شنبه 97 دی 13
زمان : ساعت 1:44 عصر
اقتصاد جهانی پس از جنگ جهانی دوم
| نظر بدهید

بعد از جنگ جهانی دوم چون همه‌ی مناطق جهان به غیر از آمریکا تحت تأثیر ویرانی های جنگ قرار گرفته بودند و برای بازسازی نیاز به هزینه داشتند،   آمریکا شروع به وام دادن کرد
اما طوری که به منافع خود برسد
نتیجه‌ی فعالیت های آمریکا این شد:

1  در اروپا وام آمریکا مشروط به این بود هر قسمتی را ساختند اطلاعات آن‌را در اختیار آمریکا بگذارند لذا اگر کسی بگوید آمریکا حتی نقشه‌ی لوله‌ کشی اروپا را دارد گزاف نگفته

2  در آفریقا چون آمریکا می‌خواست از منابع آن استفاده کند آنرا مستعمره نگه داشت و هزینه‌ی وام‌ها خرج تسلیحات و جنگ شد

3  در قسمت شرقی آسیا به علت کمبود منابع  وجمعیت زیاد، برای اینکه خودشان را روی‌پا نگه دارند با آمریکا همکاری کردند
یعنی محصولات آمریکایی خریدند، شرکت های آمریکایی را در خود جا دادند و سهام شرکت های خود را به ایشان فروختند و در عوض از آمریکا وام گرفته و منابع طبیعی خود را تأمین کردند

4  در قسمت میانی آسیا با اینکه دارای مرمی توانمند و منابع طبیعی متوسط و مناسبی ست آمریکا نمی‌خواست به آبادانی برسد تا به سادگی منابعشان را غارت کند لذا آنها را فقیر نگه داشت و با فروش محصولات آمریکایی آنان را وابسته کرد

5  در قسمت غربی آسیا به علت فراوانی ذخایر طبیعی آمریکا می‌خواست آنجا را هم مانند قسمت های دیگر استعمار کند اما به خاطر فرهنگ اسلامی حاکم بر منطقه و انقلاب اسلامی که صورت گرفت ، ما گلِ منطقه را از دستشان در آوردیم و به همین جهت کینه‌ی آمریکا از ما تمام شدنی نیست


6  در خود آمریکا هم بخش شمالی فساد ها را به بخش جنوبی منتقل کرد و میان خود و آمریکای جنوبی مرزی قرار داد (در فیلم ها هم می‌بینیم که خلاف کاران به کشور های جنوبی مثل مکزیک فرار میکنند) آمریکای جنوبی هم به همین علت (فساد زیاد) از آمریکای شمالی وام گرفت و نتوانست آنرا پرداخت کند، برای پداخت آن مجبور شد دوباره وام بگیرد و بدهکار آمریکای شمالی شد

نتیجه: در تمامی این موارد آمریکای شمالی را می‌توان در یک کلمه مستکبر نامید.

نویسنده: محمد حسین



نویسنده : مهدی
تاریخ : دوشنبه 97 شهریور 5
زمان : ساعت 8:53 صبح
انقلاب در بحران
| نظر بدهید

[Forwarded from یادداشت های میم.کاف]

شکوفایی انقلاب در اوج بحران
مطالعه ی روزنامه‌‌ها و گردش در فضای مجازی این گزاره را به ذهن نزدیک می‌‌کند که کشور ما در یک بحران آقتصادی قرار دارد؟ اما آیا حقیقتا این احتمال با واقعیت مطابقت دارد؟
به نظر می‌‌رسد علی رغم ناامیدی هایی که در فضای جامعه القاء می‌‌شود واقعیت این باشد که انقلاب اسلامی نه تنها در یک چالش بحرانی فرونرفته بلکه در یک موقف شکوفایی قرار دارد. تعبیری به این مضمون از قول مقام معظم رهبری نقل شده است: «ایران به نقطه ی بلوغ و تصمیم‌‌گیری خود نزدیک شده است».

اما چگونه ممکن است با وجود بی‌‌تدبیری‌‌های بی‌‌سابقه در کشور که به قول رهبر انقلاب «در همین قضیّه‌ی ارز و سکّه و این حرفهایی که این دو سه ماهه پیش آمد، مبالغ زیادی -حالا گفتند مثلاً فرض بفرمایید هجده میلیارد دلار، اسکناس موجودِ ارز؛ برای کشور ما که در تهیّه‌ی ارز مشکل داریم و ارزها و پولهای خودمان را هم نمیتوانیم از خارج وارد کشور کنیم و سخت است- بر اثر بعضی از بی‌تدبیری‌ها و بی‌توجّهی‌ها، آمد دست افرادی که از آن سوءاستفاده کردند»، اکنون در موقف شکوفایی قرار داشته باشیم؟

پاسخ به این سؤال نیازمند ساعت‌‌ها توضیح پیرامون وضعیت اقتصادی ایران و دشمنان اسلام است ولی در این یادداشت سعی می‌‌شود به اجمال پاسخ آن داده شود:
یک قاعده ی کلی در جهان وجود دارد: نهضت‌‌های توحیدی از نقطه‌‌‌‌های کوچک شکل می‌‌گیرند و در صورت استقامت به نقطه ای می‌‌رسند که تمام عفونت های طاغوتی و شرک آلود را علیه خود برمی‌‌انگیزند؛ تمام طاغوت نقطه ی آماج خود را جریان توحیدی قرار داده و به اصطلاح یک جنگ احزاب به راه می‌‌اندازند. « اگر بخواهیم جبهه‌ی امروز دشمن علیه جمهوری اسلامی را در صدر اسلام مشابه‌سازی بکنیم، میشود جنگ احزاب» (مقام معظم رهبری، 95/4/12).
حال اگر مسلمانان در این جنگ احزاب استقامت کنند این اراده ی طاغوت متلاشی و فتح مکه رخ خواهد داد.

در زمان حاضر نیز اگر استقامت باشد اراده های شیطانی متلاشی و به دنبال آن رخدادی بین المللی اتفاق خواهد افتاد به گونه‌‌ای که دیگر امکان بازگشت در آن وجود ندارد.
امروزه بیش از آنکه وضعیت کنونی را یک بحران اقتصادی بدانیم، خود را در موقفی از شکوفایی احساس می کنیم که در آن با افتضاحاتی که نظام های لیبرالیستی برجای گذاشته اند، فطرت بشر از اساس مکتب اومانیسم را به بیرون از وجود خود تُف می‌‌کند.
و اما القاء تفکر بحرانی بودن موقعیت انقلاب اسلامی، جنسی چون #انا_لمدرکون دارد که خارج از اراده ی رهبر فرزانه نبوده و نیست چرا که خود ایشان شرایط را به خوبی از قبل دیده و سرانجام آن را نیز با تکیه بر ادلّه فرموده: «کلّا اِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدین» (مقام معظم رهبری، 96/12/24).

@ABNAMA



نویسنده : مهدی
تاریخ : سه شنبه 97 مرداد 30
زمان : ساعت 3:43 عصر
یادداشت اول
برچسب ها: انتخابات (1)، | نظر بدهید

بسم الله الرحمن الرحیم

نارضایتی کنونی عموم جامعه از وضعیت کشور به خصوص در عرصة اقتصاد، شرایط را برای یک تغییر اساسی مدیریتی در کشورمهیا کرده است. از سوی دیگر، به نظر می­رسد هدف اصلی دشمن در این دوره از انتخابات، اجرای نقشه­ای برای ایجاد تفرقه و براندازی نظام اسلامی است. متأسفانه برای تحقق این هدف شوم گام­هایی نیز برداشته شده است. چند نکته در این زمینه حائز اهمیت است:

اولا: پروژة نفوذ و افزایش سرمایه­گذاری دشمن در این زمینه در سال­های اخیر از راه­های سخت­افزاری و نرم­افزاری می­تواند شدیدا نگران کننده باشد.

ثانیا: کارنامة بد دولت یازدهم حتی طرفداران خود را نیز نا امید کرده است و زمینه را برای ایجاد شکاف بیشتر میان دولت و مردم مهیا کرده است.

ثالثا: بی­اخلاقی­های انتخاباتی بخصوص در ماجرای فتنة 88 و عدم برخورد قاطع قضایی با سران فتنه به دلیل رعایت برخی مصالح امنیت روانی را در این چندماه درگیری کشور با انتخابات در دوره­های اخیر کاهش داده است.

رابعا: براین اساس، به نظر می­رسد وظیفة نیروهای انقلابی در تقابل با طرح دشمن، فارغ از دغدغة انتخاب کاندیدای اصلح، عبارت است از:

1-    افشای توطئه­ها و نقشه­های دشمنان در به هم زدن فضای مسالمت آمیز انتخابات

2-   تلاش برای برقراری آرامش در جامعه و استفاده از این فرصت برای ایجاد انس و وحدت میان نیروهای انقلابی

3-   پرهیز از هرگونه جدال و نزاع بی­ثمر به خصوص با نیروهای خودی و رعایت انصاف در نقد دولت یازدهم

4-   حمایت از تمام کاندیداهای معتقد و پایبند به انقلاب و مدیریت جهادی ؛ در ابتدای شروع فعالیت­های تبلیغاتی

5-   اجماع بر نامزد واحد؛ پس از روشن شدن چینش نهایی نامزدهای گفتمان انقلاب

امیدواریم در این دوره از انتخابات، با عمل کردن به وظیفة انقلابی، نصرت الهی را نیز با خود داشته باشیم.

«ان تنصروا الله ینصرکم»



نویسنده : مهدی
تاریخ : پنج شنبه 96 فروردین 31
زمان : ساعت 4:16 عصر
نقطه ی رهایی
| نظر بدهید

« برای این حقیر و هر کسی که علاقه مند است، شهادت را به عنوان آخرین پله ی زندگی ما قرار بده.والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته»

این آخرین جمله ای است که رهبر انقلاب در سخنرانی نخستین روز امسال در حرم مطهر رضوی فرمودند. 

دو سه روز پیش بود که یکی از مداحان عزیز قمی میون دعا خوندن جمله ای گفت که به نظر حقیر بسیار بسیار تفکر برانگیز بود: «ما تا به حال ندیده بودیم آقا چنین دعایی کنند. نگران شدیم نکنه اتفاقی قراره بیفته».

خلاصه بدجوری رفته ­ام تو فکر!

راستی چرا آقا این جوری دعا کردند؟ اونم آخر سخنرانی؟ کدوم سخنرانی؟ سخنرانی اول سال که در واقع نقشه ی راه سال رو ترسیم میکنه؟

واقعا نگران کننده است. به خصوص وقتی که مثل بنده توی سایت آقا سرچ بفرمایید و ببینید که ظاهرا ادعای این مداح عزیز پربیراهه نیست.

حالا بگذریم از اینکه سرچ سایت آقا خیلی ضعیفه.

 لااقل در چند سال اخیر که غالب یا حتی همه ی سخنرانی­های آقا رو پیگیری می­کنم چنین جمله­ ای به گوشم نخورده؛ اصلا شاید بشه گفت قبل از این، شرایط گفتن چنین جمله­ ای نبوده. در هر صورت چند نکته ای به نظرم رسیده که گفتنش شاید خالی از لطف نباشه:

نکته ی اول

اگرچه ما هم بعد از شنیدن این دعا از آقا «نگران شدیم که نکنه اتفاقی قراره بیفته»؛ ولی این به این معنا نیست که الان اتفاقی نیفتاده و بعدا قراره یک اتفاقی بیفته. وقتی برخی مسئولین بلند پایه دولتی به جای پاسخگویی به مردم و حل مشکلات اونها به فکر استفاده ی حداکثری از زمان باقی­مانده برای فربه کردن شکم مبارک هستند؛ از اون طرف برخی خواص و به خصوص «الأخصون من الخواص» یعنی شخصیت های تأثیرگذار در حوزه­ های علمیه، نگرانی­شان مسائل خرد و نه کلان فرهنگی جامعه است و اقدام اثرگذاری در جهت اصلاح مدیران جامعه (با اینکه می توانند کارهای بسیار خوبی انجام دهند) انجام نمی دهند در حالی که درحالی که رهبر معظم انقلاب سال گذشته، بهبود اقتصاد را در شرایط کنونی راه اصلاح فرهنگ جامعه معرفی کردند. آیا اینجا هم می توانیم بگوییم شواهد به ما نشان می دهد که در آینده ای نزدیک قرار است اتفاقی بیفتد تا از حرفمان استشمام شود که هنوز اتفاقی نیفتاده است؟

نکته ی دوم

خوش به حال اون کسانی که وقتی این دعای آقا رو شنیدند با خودشون زمزمه کردند «یعنی میشه من هم جزو اون دسته کسانی باشم که دوست دارند شهید بشن و مشمول این دعا باشم؟»

خوش به حالشون...

نکته ی سوم

میشه گفت دعاهای رهبر از طرف دعا و درخواست از خداست و از طرفی هم درخواستی از ماست. این جمله نیز، هم دعاست و هم یک درخواست و بلکه دستور به ماست. البته برخی از ما از روی تنبلی فقط دوست داریم جنبه ی دعایی اون رو ببینیم. اما کسانی که منتظرند ببینند رهبرشون ازشون چی می­خواد جنبه ی انشائی اون رو هم می بینند.
وقتی آقامون برای وجود مبارکش و یارانش شهادت رو طلب می­کنه یعنی خواسته ی امروز آقا برای خودش و ما «شهادت­ طلبی» هست.

شهادت طلبی یعنی ایمان راسخ به خداوند متعال...

شهادت­ طلبی یعنی ایمان قوی به زندگی جاوید...

شهادت طلبی یعنی شوق به دیدار محبوب و خود را برای این دیدار آماده کردن.

نکته ی آخر

گفتنش سخته...

ولی من هم حس می­کنم اتفاقاتی در آینده ای نزدیک در پیش است. تحلیل سیاسی نمی­خوام بکنم. شاید هم این مطلب رو که تو سایت خامنه ای دات آی آر دیدم حسم تقویت شد:

« (علی خوش لفظ راوی کتاب «وقتی مهتاب گم شد») برای نخستین‌بار درهمراه با جمعی از نویسندگان دفاع مقدس میهمان رهبر انقلاب می‌شود. دو روز پس از این دیدار بود که رهبر انقلاب دو یادداشت را به عنوان تقریظ بر کتاب وقتی مهتاب گم شد مرقوم فرمودند. پس از نگارش تقریظ هم رهبر انقلاب در دیداری جداگانه میزبان علی خوش‌لفظ و خانواده‌ی محترمشان بودند. همچنین در بهمن‌ماه 95 بود که حضرت آقا در تقریظ بر کتاب «آب هرگز نمی­میرد»از علی خوش‌لفظ و حمید حسام نام بردند تا اشاره‌ای مجدد به کتاب وقتی مهتاب گم شد داشته باشند. با این همه اما گویی تأثیر کتاب و شخصیت راوی آن اندازه زیاد بود که در دیدار رهبر انقلاب با شاعران مذهبی سراو همچنین دیدار با دست­اندرکاران راهیان نور، نامی از علی خوش‌لفظ و کتابش، به میان آمد و حتی لحظاتی رهبر انقلاب را تحت تأثیر قرار داد.»

کلیپ دیدار آقا با شاعران مذهبی سرا رو حتما ببینید.

http://farsi.khamenei.ir/video-content?id=35780

این جمله ی آقا تو اون دیدار دل نوازی میکنه:

« برای عبور از سیم­ خاردارهای دشمن باید از سیم­خاردارهای نفس عبور کنی»

معنی این جمله چیه؟ چه معنایی داره آقای ما؛ که به فرموده ی اون عارف واصل نه تنها هوای نفس خود را مهار کرده بلکه « اصلا هوای نفس ندارد»، برای عبور از سیم­ خاردارهای نفس دعا کنه؟

نتیجه

ای کاش مجبور نبودم این نتیجه رو بگیرم...

آخه ماه­ ها و بلکه سال­ هاست نگران رسیدن به این نقطه از زندگی هستم.

بخواهیم یا نخواهیم ما داریم به نقطه ی رهایی نزدیک می­شیم. نقطه­ ای که در اون باید از خودمون عبور کنیم و به جز خواست محبوب خواسته­ ای نداشته باشیم.

 

عشق! صعود آزاد!

به نظر حقیر می­رسه اون جوونایی که آرزو دارن سرباز آقا باشن (از جمله این حقیر کم نظیر!!! اگر لایق باشم) کار خیلی سختی در پیش دارن:

اگر یک روزی یار آقا بودن به شرکت در انتخابات، راهپیمایی­ها و شعار دادن برای انقلاب بود...

اگر روزی یار و یاور آقا بودن به دشمنی کردن با آمریکا و اسرائیل و مخالفت با مذاکره با آمریکا بود ...

و همینطور اگر روزی یاری کردن آقا به کار فرهنگی کردن، کالای ایرانی خریدن، خوب درس خوندن، تبیین و روشنگری سیاسی کردن، با خونواده خوش­رفتاری کردن و انجام دستورات آقا ولو به صورت ناقص و دل بخواهی بود...

امروز دیگه اینها کافی نیست.

امروز اگه می­خوای اسمتو تو دفتر سربازای امام زمان بنویسند باید از سیم­ خاردارهای نفست عبور کنی.

«ان تنصروا الله ینصرکم» التماس دعا



نویسنده : مهدی
تاریخ : یکشنبه 96 فروردین 27
زمان : ساعت 3:9 عصر


مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
Design By : Ashoora.ir




 

کل بازدید: 10797
بازدید امروز: 7
بازدید دیروز: 12
تعداد کل پست ها: 13

دانشنامه عاشورا

روزشمار محرم عاشورا






پایگاه جامع عاشورا